گاهی
همه جا و همه چیز ، غرق غم و خستگی است.
... پس آن دم که روح از ناامیدی می نالد ، رو بسوی که باید کرد؟
بسوی هوس ؟ نه ! زیرا بهترین سال های عمر ما در این راه می گذرد و هرگز این جستجوی بی فایده به نتیجه نمی رسد .
به سوی عشق ؟ ... ولی عشق کو ؟ ... برای دوره ای کوتاه ؟ چنین عشقی به زحمتش نمی ارزد - برای ابد؟ چنین عشقی وجود ندارد .
به سوی خاموشی و تنهایی ؟ ولی بدرون خویش بنگر : گاهی هیچ نشانی از گذشته در آن نخواهی یافت ، زیرا شادی ها و غم ها همه همراه زمان رهسپار عدم می شوند .
به سوی هیجان های آتشین ؟ به ! مگر نه دیر یا زود رنج دلپذیر ، تپش های دل ، جای خود را به سردی تلخ عقل و منطق خواهد سپرد؟
بسوی زندگی ؟ اوه ! وقتی که در پایان این راه ، برگردی و به پشت سر بنگری از این شوخی مبتذل وحشت خواهی کرد
!
لرمانتف _____
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 23:52 توسط آرزو
|
قیل و قال زندگی