حالم خوب است ،
مثل اینکه در هتل باشم ،
با مرده ای که لبخندش را به من ارزانی داشته ، که به ارزانی داشتن آن ادامه می دهد. دلم می خواست در عوض این لبخند هدیه ای تقدیمش کنم. حتما نباید کلمه باشد. من برایت چیزی نمی نویسم ژه . ولی برایت تعریف می کنم . برای حرف زدن حتما لازم نیست از کلمات استفاده کنی.
از موسیقی خوشت می آید؟
وقتی از بیمارستان مرخص شدم سازی یاد می گیرم. مثلا ویلن . تا انتقامم را از درختانی که دائم جا به جا می شوند بگیرم. ویلن ها را از چوب درختان می سازند ، این طور نیست؟
دلم موسیقی می خواهد. ژه . دلم میخواهد کمی در این سوی زندگی و کمی هم در آن سو زندگی کنم. من پایم را لای در نیمه بازی گذاشته ام.
.
.
کریستیان بوبن
مثل اینکه در هتل باشم ،
با مرده ای که لبخندش را به من ارزانی داشته ، که به ارزانی داشتن آن ادامه می دهد. دلم می خواست در عوض این لبخند هدیه ای تقدیمش کنم. حتما نباید کلمه باشد. من برایت چیزی نمی نویسم ژه . ولی برایت تعریف می کنم . برای حرف زدن حتما لازم نیست از کلمات استفاده کنی.
از موسیقی خوشت می آید؟
وقتی از بیمارستان مرخص شدم سازی یاد می گیرم. مثلا ویلن . تا انتقامم را از درختانی که دائم جا به جا می شوند بگیرم. ویلن ها را از چوب درختان می سازند ، این طور نیست؟
دلم موسیقی می خواهد. ژه . دلم میخواهد کمی در این سوی زندگی و کمی هم در آن سو زندگی کنم. من پایم را لای در نیمه بازی گذاشته ام.
.
.
کریستیان بوبن
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:20 توسط آرزو
|
قیل و قال زندگی