امشب که از پنجره خم  گشته ام  –

 نگاره ها گریزان شده بودند  :

 

دویدن  رفتن شکستن

افتادن  لرزاندن  دوباره باز یافتن

خلق رویداد اتفاق

قدرت انکار تصویر

توان آفرینش ناممکن

خودجوشی گداخته از فوران توده های معدوم

نیروی بلافصل گسست

فراپاشی ناب مرکز

 

من کجا سایه گشتم !؟